تبلیغات
انجمن ستاره شناسی بهبهان - * صورتهای فلكی (1)
شنبه 17 مهر 1389

* صورتهای فلكی (1)

   نوشته شده توسط: امین تربتی    نوع مطلب :صورتهای فلكی ،

صورتهای فلكی


  چگونگی استفاده از راهنمایی های کتاب

 

انسان پیوسته به آسمان بالای سرخود نگاه کرده : به عنوان ساعت یا تقویم، برای پیش گویی از آینده و به جهت ارضای حس کنجکاوی که همواره با انسان همراه بوده است.
امروزه نیز ستاره شناسان به آسمان شب، . . .

برای مطالعه کائنات و پی بردن به رمز و راز جهان هستی ، در زمان حال و گذشته، نگاه می کنند. شما هم می توانید با یافتن راه خود در آسمان، با اندک تلاشی صورت های فلکی را تا جایی که اجدادمان آن ها را می شناختند، شناسایی کنید. به این ترتیب قادر خواهیم بود کهکشان های دوردست، خوشه های ستاره ای و جهان هایی نظیر دنیای خودمان را پیدا کنیم.





  پوشش و محتوا

این کتاب به عنوان راهنما، قادر است 54 صورت فلکی قابل تشخیص در نیم کره شمالی را در هر فصل سال در عرض های جغرافیایی شمال کره زمین، به شما معرفی نماید، که ممکن است با بعضی از این صورت های فلکی از قبل آشنا بوده باشید و تعدادی هم برایتان جدید است.  



  تقسیم بندی محتوایی

مطالب این مجموعه ، به چهار قسمت اصلی تقسیم می شود که شامل : معرفی اولیه و ترسیمات، سیاحت تصویری در آسمان، شرح تصاویر صور فلکی و ضمائم است.  



  مقدمه

موضوع «صورت فلکی چیست» هم دارای مفهومی عامیانه و هم درک علمی از صورت فلکی است. مبحث «کره سماوی» در خصوص ستاره ها به عنوان ثوابت صحبت می کند که ما آن ها را در گردش سالیانه زمین به دور خورشید، ظرف دوازده ماه سال، می بینیم. بخش «ستارگان» در خصوص شکل گیری آن ها، انواع ستاره ها، رنگ، اندازه ستارگان و درخشندگی ، ستاره های چند گانه و متغیر، چگونگی روند تحول و تکامل آن ها، شیوه های طبقه بندی ستارگان و ارتباط ستارگان با هم ، گفتگو می کند. بخش «اجرام اعماق آسمان» در خصوص اجرام موجود در ماورای منظومه شمسی ما، مانند خوشه های ستاره ای ، سحابی ها و کهکشان ها بحث می نماید.
در نهایت در قسمت «رصد آسمانی» به دیدن ستارگان و چگونگی استفاده از چارت های رنگی آسمان نیم کره شمالی و کلیه صورت های فلکی مربوطه می پردازد. در دنباله مقدمه، جدول الفبای یونانی می آید که شما می توانید با کمک آن اسامی ستارگان را به زبان یونانی پیدا کنید که به همراه سایر نمادها در چارت مربوطه آمده است.
 



  گشت و گذاری در آسمان

این بخش شامل 16 چارت رنگی از آسمان نیم کره شمالی است که ستارگان و صورت های فلکی قابل مشاهده در شمال غربی، شمال شرقی، جنوب غربی و جنوب شرقی را در هر یک از چهار فصل نشان می دهد. ضمناً متن همراه هر یک از آن ها کمک می کند که شما، ضمن گردش در پهنه آسمان، اجرام مورد علاقه خود را پیدا کنید.  



  صورت های فلکی

در این بخش پنجاه و چهار صورت فلکی قابل دید در عرض های شمالی ،ارائه شده است. مرزهای هر صورت فلکی در یک چارت رنگی به همراه شکل مجموعه ستارگان و همچنین اجرام اعمال آسمان در آن منطقه، نشان داده شده است. در صفحه مقابل هر چارت اطلاعات لازم در مورد صورت فلکی به همراه ستارگان عمده و اجرام ژرفای آسمان که برای آماتورها قابل توجه اند، آورده شده است.  



  ضمائم

در جدول صورت های فلکی نیم کره جنوبی با نام هر یک از 34 صورت فلکی قابل دید در این نیم کره ، که قبلاً از آن ها نام برده نشده، آشنا می شوید. در قسمت روش های اندازه گیری، سیستم های مختصات سماوی برای تعیین موقعیت اجرام آسمانی آورده شده است و با مراجعه سریع به جدول «طبقات تابندگی» و «انواع طیف ها»جهت پی بردن به رنگ ستاره و درجه حرارت و تعیین چرخه حیات ستاره و یا فهرست درخشندگی ستارگان، می توان اطلاعات جالبی را به دست آورد. در فهرست اصطلاحات کتاب، لغات مورد نیاز برای منجمان و رصد کنندگان ذکر شده است . صورت های فلکی ، ستارگان دارای نام، و اجرام ژرفای آسمان در نمایه پایانی کتاب آمده است.
مطالعه صورت های فلکی و ستارگان و سایر اجرام آسمانی آگاهی ما را در شناخت بهتر موقعیت زمین در این آسمان پررمز و راز افزایش می دهد و باعث می گردد که از گذشتگان خود سپاسگزار باشیم که به ما آموختند، چگونه با آسمان آشنا شویم.
 



  صورت فلکی چیست؟

مردمان باستان تصور می کردند که می توانند خطوط اصلی چهره ها را در ستارگان آسمان شب پیدا کنند. این چهره ها معمولاً شکل هایی از قهرمانان، اساطیر و خدایان افسانه ای ، مخلوقات گوناگون و اجرامی بودند که به نظر آن ها اثرگذار بر روی زمین اند. این مفهوم عامیانه صورت فلکی است. اما در ستاره شناسی نوین، لغت صورت فلکی به بخشی از آسمان اطلاق می شود که در مرحله اول اشکالی را تداعی می کند که هزارها سال پیش برای اولین بار مورد توجه انسان های باستانی قرار گرفته است.
این مناطق بر روی کره سماوی مانند استان ها یا کشورهای مختلف بر روی نقشه های زمینی می باشد. در حال حاضر هر نقطه ای از آسمان بالای سر ما ، حتماً متعلق به یک صورت فلکی است. حدفاصل بین صورت های فلکی در قالب خط مستقیم بوده ولی شکل ها می توانند کاملاً غیرمتقارن و غیرهندسی باشند. به هر تقدیر هر صورت فلکی تعدادی از ستارگان آسمان را درون محدوده خود جای می دهند.
درک مفهوم صورت فلکی برای ایجاد راحتی و تسهیل در شناخت اجرام و پیدا کردن بخش خاصی از آسمان است. از دید ما، می توان تصور کرد که تمام ستارگان درون محدوده یک صورت فلکی از نظر فیزیکی با هم در ارتباط هستند. از آنجا که با چشم غیرمسلح نمی توان عمق فضا را تشخیص داد، لذا انسان همه ستارگان را در یک صفحه و ظاهراً در یک فاصله و بسیار نزدیک به هم می بینید. در حقیقت هر ستاره ای می تواند در فاصله زیادی نسبت به دیگری قرار گیرد که این جدایی تا حد صدها و حتی هزارها سال نوری هم می رسد.
 



  صورت های فلکی باستانی و نوین

در بین تمدن های باستانی اولین فرهنگ هایی که شروع به طبقه بندی آسمان برای نام گذاری نمودند عبارت اند از بابلی ها، هندی ها، یونانی ها، رومی ها، چینی ها و بومی های قاره آمریکا، انسان های ساکن در نیم کره شمالی قادر بودند که فقط ستارگان قابل دید در این نیم کره را شناسایی و طبقه بندی نمایند، زیرا ستارگان عرض های جنوبی و پائین تر، از آن نقاط قابل رؤیت نبودند. در قرن دوم میلادی، بطلمیوس(1)، ستاره شناس یونانی – مصری توانست بیش از 1000 ستاره را در قالب 48 صورت فلکی در کتاب مجستی فهرست نماید. این صورت های فلکی که یادمان دوران عتیق است، به نام صورت های فلکی باستانی نامیده می شوند. از قرن 16 که اروپایی ها به کشف مناطق جنوبی کره زمین پرداختند، فهرست ستارگان نیم کره جنوبی برای دنیای غرب شناخته شد. در اوایل قرن 17، یوهان بایر(2) بر روی 12 صورت فلکی آسمان نیم کره جنوبی نام نهاد، ضمن این که هموطن معاصر او یعنی یاکوب بارچ(3) سه صورت فلکی دیگر را نامگذاری کرد. در سال 1687 یوهانس هولیوس(4) توانست هفت اسم به مجموعه اضافه کند؛ و نیکلا لویی دولاکای(5)پس از یک مسافرت به مناطق جنوبی آفریقا 14 صورت فلکی دیگر را نامگذاری نموده و در بین سالهای 1750 و 1754 تعداد 10000 ستاره فهرست شدند. این صورت های فلکی جدید را به نام «صورت فلکی نوین» می نامند. معمولاً نامگذاری صورت های فلکی باستانی بر اساس «شکل» آن هاست. صورت های فلکی جبار و اسد ظاهراً به شکلی است که آن ها را نامیده اند. تعدادی از صورت های فلکی نوین را از روی بعضی از اختراعات، نظیر میکروسکوپ و تلسکوپ نامگذاری نموده اند. شکل ها(مثلاً خطوط و اصل بین ستاره ها) در اصل اختیاری بوده و ممکن است روی نقشه های مختلف، متفاوت باشند. بعضی از صورت های فلکی دارای بخش کوچکتری در درون منطقه ای وسیع است، مانند قسمت ملاقه مانند یا آبگردان درون خرس بزرگ.
قبل از سال 1930 هر کسی، هر قسمتی از آسمان را به طور دلخواه می توانست به هر اسمی بنامد و در نتیجه هیچ گونه مرز تعریف شده ای در اطراف صور فلکی وجود نداشت. لذا برای رفع شبهه و ایجاد یگانگی، ستاره شناسان جهان در سال 1930 تصمیم گرفتند که نام های خاصی (به زبان لاتین) به همراه مرزی مشخص برای کلیه صورت های فلکی انتخاب کنند. این همان حدود و اسم هایی است که امروزه در سطح جهانی پذیرفته شده است.
 



  کره ی سماوی

انسان های باستانی به این نکته پی برده بودند که آسمان به صورت کره ای می ماند که در درون آن ستارگان (ثوابت) حضور دارند، در حالی که اجزاء منظومه شمسی در این صحنه جا به جا می شوند. هنوز بسیاری از یافته ها و ادراکات آن زمان، برای علاقمندان به ستاره شناسی در دنیای امروز هم به کار برده می شود.  



  منطقه البروج و دایرة البروج

یکی از اولین مناطقی که شما ممکن است مایل باشید در آسمان شب مورد شناسایی قراردهید، منطقه البروج و خط مرکزی آن یعنی دایرة البروج است که در درون آن نوار، زمین، خورشید ، ماه و سیارات عبور می نمایند. ضمن این که کره زمین گردش سالانه را در مدار خود انجام می دهد، به نظر می رسد که خورشید مسیری را نسبت به آسمان پشت سر خود در درون ستارگان می پیماید. این مسیر ظاهری را اصطلاحاً دایرة البروج یا دایره گرفتگی گویند و سطحی شامل 8 درجه شمال و جنوب آن، منطقه البروج می گویند. از آنجا که تمام سیارات (به جز پلوتو) کم و بیش در صفحه ای هم خوان با زمین حرکت می کنند، لذا همه در درون نوار دایرة البروج هستند.
در حدود قرن پنجم قبل از میلاد، اخترگویان بابلی (و شاید یونانی)، دایرة البروج را به 12 قسمت که هر کدام حدود 30 درجه اند، تقسیم و هریک را با نام یک صورت فلکی شناسایی می کردند. نام تمام 12 برج به جز یکی (صورت فلکی میزان) از اسامی جانداران گرفته شده و به همین دلیل نام منطقه البروج در اصل «دایره ی حیوانات» بوده است.
 



  حرکت تقدیمی (پیش روی) زمین

نیاکان باستانی ما از حدود قرن دوم میلادی از حرکت تقدیمی زمین آگاهی داشته اند و می دانستند که محور زمین دارای دوران ملایمی است (یک دور کامل آن تقریباً 26000 سال طول می کشد) به علت همین حرکت تقدیمی و تغییر در جهت حرکت محور زمین است که موقعیت زمین نسبت به عهد گذشته کمی تغییر کرده است.
یکی از اثرات مشهود این پدیده آن است که خورشید نسبت به دو هزار سال پیش حدود یک ماه در هر صورت فلکی زودتر وارد می شود. در آن زمان و درموقع اعتدال بهاری( آغاز بهار در نیم کره شمالی) خورشید به صورت فلکی حمل وارد می شد. در زمان حال در موقع اعتدال بهاری خورشید به صورت فلکی حوت می رسد و یک ماه بعد در صورت حمل خواهد بود. اثر دیگر پدیده حرکت تقدیمی، تغییر در مکان ستاره قطبی برای زمین است . ستاره قطبی که نشانگر قطب شمال آسمان در فضا می باشد، به وسیله امتداد محور زمین مشخص می گردد. به تدریج که محور زمین دوران پیدا می کند موقعیت قطب شمال فلکی هم جا به جا می شود. ستاره ثعبان(6)یعنی آلفای صورت فلکی اژدها در 4000 سال پیش مقام ستاره ی قطبی را در آسمان داشته است. امروزه ستاره قطب شمال یعنی آلفای صورت فلکی خرس کوچک چنین سمتی را داراست و هیچ ستاره ای هم فعلاً به طور مشخص عهده دار قطب جنوب فلکی نیست.
 



  ستارگان

انسان تعداد زیادی از ستارگان مانند شعرای یمانی و ستاره قطبی را از صدها و شاید هزارها سال پیش می شناخته و در متون یونانی، رومی و عربی از آن ها نام برده شده . در سال 1603 یوهان بایر ستاره شناس آلمانی در اطلس «اورانومتریا»(7) شروع به دادن اسامی به حروف لاتین به ستارگان نمود. این انتخاب و معرفی بایر شامل حروف کوچک لاتین به دنبال مضاف الیه ( حالت ملکی) از اسم خلاصه شده ی صورت فلکی است. به طور مثال ستاره شعرای یمانی یا شباهنگ به عنوان ستاره ی آلفای صورت فلکی کلب اکبر یا آلفای سگ با نام انگلیسی Canis Majoris است که در این روش به صورت CMa نشان داده می شود. البته حروف لاتین به ترتیب درخشندگی ستاره انتخاب می گردد.
درخشان ترین ستاره درون یک صورت فلکی معمولاً ( آلفا) و ستارگانی با درخشندگی کمتر به ترتیب (بتا)، و سومین مقام به نام ( گاما) و به همین ترتیب سایر انواع درخشندگی ها با حروف یونانی مشخص می شوند( به چارت الفبای یونانی مراجعه شود) . باید دانست که اکثر ستارگان درخشان تر آسمان، دارای حروف یونانی هستند به جز تعداد کمی که به نوع دیگری مشخص شده اند.
سامانه ی بایر قبل از معرفی رسمی صورت های فلکی در سال 1930 به وجود آمده، لذا پاره ای از ستارگان نزدیک به مرزهای صور فلکی، ممکن است امروزه در مکان اصلی و اولیه خود نباشند و یا تغییر نام داده باشند.
 



  تحول ستارگان

ستارگان عمدتاً از گاز هیدروژن ساخته شده اند. نور آن ها حاصل تولید انرژی در هسته ستاره بوده که از طریق همجوشی به وجود می آید. ستارگان از درون گاز و غبارهای موجود در فضا یا پیچش های تصادفی، برخورد ابرها، یا انفجار ستارگان دیگر که ایجاد ابر می نمایند، منقبض و در درجه تراکم بحرانی، به وجود می آیند. در این نقطه، گرانش متقابل اتم ها، به حدی قوی می شود که باعث کشیده شدن ابرها به سوی هم می گردد.
به تدریج که در ابرها حالت انقباض پیش می آید، آن ها فشرده شده و ایجاد حرارت می نمایند و در نهایت به حرارتی تا چند میلیون درجه افزایش می یابد که اجازه می دهد واکنش های هسته ای صورت پذیرد. به خصوص که هیدروژن به هلیوم و انرژی تبدیل می گردد. ستارگان در مرحله هیدروژن سوزی به عنوان «ستارگان رشته اصلی» خوانده می شوند. خورشید ما حدود 5/4 میلیارد سال است که در چنین حالتی قرار دارد و می تواند تا 5 میلیارد سال دیگر هم عمل مصرف سوخت هیدروژنی را ادامه دهد. در مراحل بعدی چرخه حیات یک ستاره ، هلیوم به کربن، اکسیژن و سایر عناصر سنگین تر تبدیل می شود. این روند در حیات ستاره ها ادامه پیدا نموده و ممکن است به تولید عناصر سنگینی مانند آهن و اورانیوم هم بی انجامد.
زمانی که سوخت هیدروژن ستاره به پایان می رسد، از درون شروع به انبساط نموده و سطح آن تغیییر رنگ می دهد. ستاره در این مرحله تغییرات شدید نموده و به یک غول سرخ یا ابر غول بر حسب جرم خود تبدیل می شود. پس از انبساط تا چندین برابر مقدار اولیه و مصرف هلیوم ذخیره، غول قرمز لایه بیرونی خود را شکسته و به سحابی سیاره ای تبدیل می گردد. در این هنگام بخش درونی ستاره شروع به انبساط نموده و حرارت سطحی آن افزایش یافته و تبدیل به توده ای سفید و داغ گشته و نهایتاً به «کوتوله سفید» که ستاره ای فوق العاده چگال است، تبدیل می شود. یک قاشق چای خوری از چنین موادی، به وزن چندین تن خواهد بود ستارگان خیلی سنگین تبدیل به ابرغول می گردند و ممکن است تا اندازه مدار سیاره مشتری هم منبسط شده و بزرگ کردند. بعداً چنین ستارگان سنگینی تبدیل به ستاره ای ناپایدار گشته و در قالب ستارگان با نور متغیر، تبدیل می شوند. ضمن این که تعداد قلیلی از آن ها به مرحله «سوپرنوا» و انفجار می رسند. سوپر نواها قسمت اعظم مواد خود را به بیرون پرتاب و از خود هسته ای بسیار متراکم و کوچک تحت نام «ستاره نوترونی» یا «پلسار» به جا می گذارند. این ستاره کوچک معمولاً خیلی سریع به دور خود می چرخد و از خود نور و امواج رادیویی بیرون می دهد. پاره ای از ستارگان نوترونی ممکن است به «سیاه چاله» تبدیل گردند که محدوده ای بسیار متراکم را تشکیل داده و جاذبه به قدر قوی است که حتی نور با سرعت بسیار بالای خود نمی تواند از میدان گرانش بسیار شدید آن بگریزد.
 



  درخشندگی ستارگان

چشم غیرمسلح انسان قابلیت تشخیص سه چیز در نقاط روشن آسمانی نظیر ستارگان را دارد که این سه عبارت انداز درخشندگی، رنگ و جهت، درخشندگی یک ستاره که از زمین دیده می شود به نام قدر ظاهری نامیده می شود. در حدود 2000 سال قبل منجم یونانی ابرخس (هیپارکوس) درخشندگی ستاره در آسمان را چنین تعریف کرد که درخشنده ترین ستاره از «قدر اول» و ستارگانی که به سختی با چشم معمولی دیده می شوند از «قدر ششم» هستند. در قرن 19 منجم انگلیسی نورمن پوگسن(8)این سنجش را به صورت دقیق تری تعریف نمود، بدین ترتیب که قدرها در هر مرحله 512/2 برابر درخشندگی قبلی نورانیت دارند. یک ستاره قدر اول به طور دقیق تا 100 برابر درخشنده تر از ستارگان قدر شش هستند. درخشنده ترین جرم در آسمان از قدر یکم می باشد که درخشنده تر بوده و قدر ظاهری آن ها با عدد منفی نشان داده می شود. درخشنده ترین ستاره آسمان، یعنی شعرای یمانی( آلفای کلب اکبر) دارای قدر منهای 46/1 و زهره، در درخشنده ترین حالت خود دارای درخشندگی منهای 4 است.
قدر ظاهری خورشید در حدود منهای 27 می باشد. قدر ظاهری اجرام آسمانی بستگی به دو عامل یکی درخشندگی ذاتی و دیگری فاصله آن ها تا زمین دارد. یک ستاره ذاتاً کم فروغ اگر در نزدیکی زمین قرار می گرفت می توانست درخشنده تر از ستاره ای باشد که در فاصله دور قراردارد اما ذاتاً درخشنده است.